سگ خوچگلم
-
تاریخ: 1396/10/24 ساعت: 8:23
من به طور اتفاقی متوجه شدم که وقتی اخر شبا یکم برم بیرون از خونه و پیاده روی کنم،صبا راحت از خواب بیدار میشم و خوابم سبکه.الان دیگه سه شبه ک با بابام اخر شبا میریم بیرون،یه کاسه شیر گرم برا پیشی کوچولوم میبریم ک گرمش بشه و یکم پیاده روی میکنیم و برمیگردیم. امشب همون سگه ک گفتم میخوام بهش غذا بدم هم ...
ازمون 22دی
-
تاریخ: 1396/10/24 ساعت: 8:23
اولین ازمون جمع بندی! شدم 6 دوباره افتضاح بود واقعا افتضاحفقط و فقط هم بخاطر اینکه سرجلسه تمرکز نداشتمو سرعتم خیلی خیلی کم بود. از این به بعد میخوام همه ی کارامو با سرعت بیشتری انجام بدم واقعا به این نتیجه رسیدم ک من توی همه چی کندم.تو همه کارام.ن فقط درس خوندن.باید درستش کنم هنوز وقت دارم شنبه بیست...
تابستون۹۷
-
تاریخ: 1396/10/19 ساعت: 1:40
دلم برای تابستون ۹۷ تنگه
مرگ پدر صدف
-
تاریخ: 1396/10/16 ساعت: 22:12
بابای دوستم روز عرفه سکته قلبی کرد رفت تو کما،دیروز فوت کرد.... خیلی خیلی حالم بد شد،خیلی شکه شدم خیلی گریه کردمبا دوستم که حرف میزدم فقط گریه میکردم نمیدونستم چی بگم اخه سنی نداشت که اخه خیلی زود بود برای بی پدر شدن دوتا دختر نوجوون خیلی زود بود برای بیوه شدن مادرشون دیشب رفتم خونشون،خیلی حالشون بد...
خواب شیرین،گربه شیرین!
-
تاریخ: 1396/10/16 ساعت: 22:12
دارم به لحظات ملکوتی "از آزمون بعد" نزدیک میشم+امروز اخرین فرصتی بود که به خودم دادم که صب زود بیدار شم و شب زود بخوابم.ولی نه تنها صب زود بیدار نشدم،عصر هم دو ساعت خوابیدم!!! تازه دیشبم ۱۲به بعد نخوندم ک بخوابم،تا ساعت یک و نیم خوابم نبرد! هی خوابم میبرد هی خواب میدیم دارم با طبقه بالاییمون دعوا می...
آزمون ششم.1دی
-
تاریخ: 1396/10/3 ساعت: 0:31
اینم از این آزمون خیلی بد خونده بودم واقعا.هم مریض بودم هم مهمون داشتیم و کلی جوایز نقدی دیگر ولی خب از نتیجه ام راضی بودم.6هزار شدم درصدام ب نسبت ازمونای قبل بهتر بود ولی خب ترازم کمتر شد البته عمومیا بž
یلدا96
-
تاریخ: 1396/10/3 ساعت: 0:31
از شب یلدای امسال بگمم ک شب قبلش من تنها بودم تو خونه مامانو بابام رفتن خونه بابابزرگم ک چشمشو عمل کرده بودو من نرفتم ک درررس بخونم! اون شب ک چیزی نخوندم تقریبا صبش هم دیر بیدار شدم و بازم اصلا حوصله ند
آزمون2و3
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:30
جونم برا خودم بگه کهههه ازمون دوم و سوم هم گذشت،بعد از ازمون دوم با دوست مامانم اینا رفتیم کوه هانیس،خیلی منظره قشنگی داشت خیلی خوب بود کلا،منو دوستمم یکم از زیست ازمونو با هم بررسی کردیم.بسی مفید بو
زلزله 21آبان
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:30
زلزله به این بزرگی رو تجربه نکرده بودیم ک کردیم! با سر لخت و استین کوتاه بیرون نرفته بودیم ک رفتیم! ما ک چیزیمون نشد ولی 207کشته تا الان و 1400زخمی کم نیست... خونه های روستایی ویرون شده کم نیست... امیدوارم دولت کمک
آخ کوردستانکم بشت هر خمه
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:30
وقتی زلزله اومد اصلا فکر نمیکردم که انقد شدید بوده باشه ک انقدر ویرونی به بار بیاره و این همه کشته.... این همه بچه بی پدر مادر شدن این همه بدبختی یهویی خیلی سخته اونم برای ما کوردا ک.... هیچوقت انقدر احساس هم
نفس
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:30
اگه میتونی خودتو برسون،دارم نفس نمیییکشم،اما پامو پس نمیکشممم،من از تو دست نمیکشمممم دستمو بگیر ک دارم میمیرم،دستاااتو میخوام بگیرم. ،دارم میفتم بگیرم، من دارم از دست میییرممم
تولد هنجیر،حنابندون ماریه
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:30
از کجا بگم? از دیروز ک شنیدم از پشت بوم صدای گربه میومد،دویدم رفتم بالا پشت بوم،دیدم یه بچه گربه زرد ناااازه،گرفتمش اوردمش پایین،بهش غذا اینا دادیم و تا عصر همونجا ک گذاشتمش نشسته بود تکون نمیخورد.گ
عروسی ماریه.ازمون پنجم
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:30
هم اکنون اینجانب،خسته ی افگار 😁 گزارش میدهم عروسی خییلیی خوبی بود،ولی برای خودشون،من ک هیشکیو نمیشناختم خیلی بد بود😞 فقط اونجاشو بگم ک عروس و دوماد باهم رقصیدن،عالی بود،بعد همه دختر پسرا دورشون.
سرماخوردگی بیشعور
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:30
خیلی از سرماخوردگی متنفرم،خیلی خیلی خیلی خیلیییییییی هرچیییییی دارو میخورم ،هرچی شربت عسل و به و شلغم و قرص و... میخورم گلو دردم آروم نمیشه ک نمیشه. خدایا این چی بود دیگه این وسط مهمونا کم بودن،دردا و ب
توده
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:30
یه توده دیگه تو سینه م در اومده من ک دیگه حوصله ندارم برم دکتر میرم دکتر میگن باید درش بیاری توده رو منم نمیخوام عمل کنم پس همون نرم بهتره
بابام
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:30
خدایا دیگه دارم خسته میشم بابام دیگه رو مخمه کاش خودم تنها تو یه خونه زندگی میکردم خیلی دارن اذیتم میکنن خیلی حالم بده کاش زودتر تموم شه پشیمون نیستم از پشت کنکور موندن ولی داره برام سخت میشه همش تقصی&#
مریوان
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 15:01
جمعههههه 3شهریور با دوستان رفتیم مریوان.ساعت6صب بیدار شدمو وسایلمو از قبل جمع کرده بودمم.هیچیم نخوردمو رفتم جایی ک قرار داشتیم.بچه ها منتظر بودن،یکم دیگه هم منتظر شدیم تا همه اومدنو حرکت کردیم. همههه اول بسملا هندزفری گذاشته بودیم و خودمون اهنگ گوش میدادیم.اولین قهوه خانه وایسادیمو صبونه خوردیم.بعد ...
انتخاب رشته
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:12
یادمه پارسال که مهدیه کنکور داد بعدش پست نمیذاشت.خییییلییی کم پست میذاشت.تعجب میکردم،انتظار داشتم بعد کنکور بیشتر پست بزاره ولی خب الان کاملا درک میکنم!!از بس سرم تو اینستا و تلگرام و فیلم و بیرون رفتن و... که وقت نمیکنم بیام اینجا پست بزارم.الان یهویی دلم خواست بیام بنویسم بعد از اعلام نتیجه و دیدن...
آینده
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 5:12
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
امتحان ریاضی 16خرداد
-
تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 5:56
امروز امتحان ریاضییی داشتمممدو روزه دارم میخونم ولی نتونستم همه تستای کنکورو واسه 5 فصل بزنم احتمالو 2 دقیقه خوندم.انتگرال و بیضی هم 40 دیقه رو هم فقط خلاصه جزوه هرچی خونده بودم جواب دادم ولی هذلولی و سهمی رو نخونده بودم 3 نمره م پرییییید سر جلسه دبیرمون اومد توضیح بده، کل راه حل هارو گفت! قشششششش